سلامی دوباره
دوستون داریم هوارتاااااااااااااااااا ![]()
![]()
تلاش
براي رسيدن به خواستتون چه قدر تلاش مي كنين ؟![]()
![]()
رسيدن به هدف چه قدر براتون مهمه ؟ سختي و مشكلات در بين راه چي ؟![]()
![]()
شايدم در نيمه راه خسته بشين و دلسرد ![]()
حالا به گزارش تصويري كه هم اينك به دستمون رسيده توجه كنيد ![]()
نهايت تلاش يك آقا پسر گل براي رسيدن به هدف كوچيكش
با همراه شيد لطفااااااااااااااااااا ![]()
![]()
![]()
یک صبح دل انگیز با وروجک
عزیزکم دیگه همه چیو می تونی بگی و خیلی خوشکل حرف میزنی و من عااااشق حرف زدنتم .وقتی از خواب پامیشی شروع می کنی به حرف زدن . روزی رو که با تو و حرفهای قشنگت آغاز بشه واسه من بهترین روز دنیا خواهد بود.![]()
اگه پیشت باشم و بیدار که بلند می شی و میای تو بغلم ![]()
اگرم پیشت نباشم با صدا بلند می گی ما........مایی ....
بعدم میای بغلم و خودتو برام لوس می کنی ![]()
سام ( مامانی سلام )سوخیر ( صبح بخیر )اینقد این کلمه رو با ناز و قشنگ می گی
وقتی می خوام صورتو بشورم می گی = أموم ....آب آب ( حموم )
با همدیگه یه شعر می خونیم و مراسم دست و رو شستن رو شروع می کنیم
صبح که از خواب پامیشم ...... دست و رومو من میشولم ( میشورم)همراه با ادای شستن
سلام به (بابا) می کنم ..سلام به( ماما )می کنم
یه کمی ورزش (ولزش )می کنم همراه با حرکت دستاتو بازمی کنی و می گی ایک ....دووووووووو......... سیه
تو باغچه گردش می کنم ( اینو خودم می گم )
میگم مامان جون .......مامان جون
چاییی بیلیز تو فیجون ( چای رو بریز تو فنجون )قرمزارو وروجک خان آقا سبحان می گه
بعد که دست و رو گل پسر رو شستیم بدو بدو میره تو اُتاک ( اتاق ) و حولیی ( حوله ) دست و روت و خشک می کنی و اماده صبحونه خوردن می شی
دريناي بهشتي
تو نبودي من به سوگ غم نشستم
از ستاره تا ستاره گريه كردم
از هميشه تا دوباره گريه كردم
گفتني ها كم نيست ياراي گفتنم نيست.مزه دهنم هنوز تلخ و گسه . با خوندن خبر پركشيدن درينا ( اين فرشته ي نازنين ) اشك هام پشت پلك هام آماده ي پايين اومدنند ، نميدونم چي بگم
( دريناي عزيز ما بهشتي شد )
نمي دونم چي بنويسم ...........................
انگار زمان متوقف شده ............ همه چيز برام تيره و تاره ...........دنيام سياه سياه شده
نمي تونم باور كنم .........
اي خداااااااااااااااااااااااااا
قبول حكمت و مصلحتت واقعا سخته .... ...........
اما چه ميتوان كرد ............با تقدير نمي شه جنگيد
وروجك و مامي 1
خوب من دوباره اومدم و طبق قولي كه دادم بايد عمل كنم :
هفته آينده قراره واكسن ۱۸ ماهگيتو بزنم ، كم كم به دو سالگي نزديك مي شي و داري واسه خودت مردي مي شي .خوب حالا يه ذره از شيرين كاريات مي گم :وروجك ماماني اينقده شيرين زبون شدي كه دل ماماني رو ميبري:وقتي با هم شعر مي خونيم اينقده ذوق مي كني كه نگوووووووووو
ماماني مي خونه واست :![]()
يه توپ دارم .........مي گي : كِ كِ لي.....ه
سرخ و سفيد و .......شما مي گي :آآآآآآآآبيييييييي...ه
ميزنم زمين ..........شما ميگي هبااااااااااااا ميله
نميدونم تا كجا ميره ...............![]()
![]()
تاب تاب عباسي رو هم كامل بلدي و اخرش ميگم اگه منو اندازي ..........شما دستاتو باز ميكني و ميگي مامايي ) يعني بنداز بغل ماماني .![]()
بابا جون ......مامان جون ، خالي (خاله )....ا دايي ينا كلماتي هستن كه تازه ياد گرفتيو با زبون كودكانه خودت اونا روميگي
موقع توپ بازي و قايم باشك تا ۶ هم ميشماري
اِِِِِِك...اِك .......دوووووووووو.......سيه.....چال.......پج..........شيششششششششش![]()
عاشق كتاب خوندن هستي و صداي بيشتر حيونارو هم بلدي
پيشيه ميگه : ميو ميووووووو
ببعي ميگه : بَ بَ بَ
گاو ميگه :ما ما ما
هاپو ميگه : هاپ هاپ
كلاغه ميگه :قار قاررررر
نون رو خيلي خيلي دوست داري و ميخوري
وقتي گشنت شد ميگي بَه بَه خام (مي خوام ) وقتي تشنت شد ميگي آب آب خام
هر چي خوردي به عروسكت هم ميدي با شيرين زبوني مي گي ني ني خام ( يعني ني ني هم ميخواد )قربونت بشم كه از الان دست و دل باز هستي و به ديگران توجه ميكني
خوب فكر كنم واسه امروز كافي باشه
اينم يه نمونه از شيطونياهاي وروجك من
*******************
*********************************
اينجا هم كه داري برج مي سازي و مهندس كوچولوي ماماني شدي
سلامی دوباره
خيلي وقته كه نيومدم اينجا و واست هيچي ننوشتم
خودت ميدوني كه تو اين مدت چه قدر گرفتار بودم
از الان ديگه جبران مي كنم و سعي مي كنم زود به زود بيام واز شيطونيات و شيرين كاريات بگم
سبحان در باغ پرندگان
يه روز جمعه با سبحان و باباييش رفتيم باغ پرندگان ![]()
اونجا اينقده پرنده بود ............. و سبحان هیجان زده و خوشحال حسابي باهاشون بازي كرد
بهتره خودتون ببينيد .......
از صداي پرنده ها هيجان زده شده
اينجا هم محو تماشاست
اينجا داره باهاشون هم صدا ميشه و ميخونه
ازمن و باباش هم ميخواد كه همراهيش كنيم
![]()
![]()
اينم عكس طاووس هاي خوشگل و رنگارنگ
اينم مرغ و خروسهاي پرصد و صدا
بعدش هم نشسته رو صندلي و داره از دور نگاه مي كنه
و در اخررررررررررررررخودتون ببينيد ؟اينقده اينجا ذوق كرده كه نگوووووووو
اما فكر كنم بهش خيلي خيلي خوش گذشت ...........
ماجراهایییییییییییی سبحان و مامی
به نظرتون من پسر خوبی هستم یا نه ؟![]()
![]()
خوب بزارین کمکتون کنم ![]()
![]()
با دیدن این تصاویر خودتون متوجه می شین که من چه گل پسری هستم اینطور نیست ؟![]()
![]()
![]()
نظر شما چیه ؟![]()
![]()
![]()
تو اتاقم نشستم و دارم بازی می کنم
اینجاهم دارم پول میندازم تو قلک از الان دارم پس انداز می کنم ![]()
این چیه ؟ برم بالاببینم مامان چی گذاشته اونجااااااااا![]()
به به عجب جای خوبی............
خیلی کیف میده
میشه از این تو رد شد بزار امتحان کنم ؟![]()
![]()
پاهامو بزارم اینجا و بپرم پایین
چطوره ؟
وااااااااای نه بزار همین جا بازی کنم
اخه من پسر خوبی هستم کارهای بد بد نمی کنم مگه نه ![]()
![]()
ببین چی پیدا کردم یه گلدون پر از گل ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
موش کوچولو مامانی
ماجراهاییییییییی من و مامی 1
مامانم همیشه میگه بچه ها باید زود لالا کنن![]()
منم که پسر خوبی هستم
به حرف مامان جونم گوش میدم و زود میرم لالا کنم ![]()
![]()
![]()
اینجا مامانی می خواد با کمک پستونک منو بخوابونه ![]()
خوب من خوابم نمیاد مگه زوریه ![]()
![]()
خوب از دست مامی فرار کردم
ومیخوام کاری کنم تا منو نخوابونه
واسه همین هم دارم واسش می خندم تا یادش بره ![]()
انگاری خنده تنها کارساز نیست یه ذره ادا و شکلک هم بهش اضافه می کنم ![]()
![]()
![]()
تموم دندونامو هم به نمایش میزارم ![]()
![]()
اما فایده نداره مامی داره از دستم عصبی میشه تا ناراحت نشده برم بخوابم
تا قصه بعدی بایییییییییییی![]()
![]()
راستی نظر شماها چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟/![]()
![]()
حق با من نیست ؟ خوابیدن که به زوز نمی شه؟![]()
![]()
![]()
فیل سواری وروجک
املوز میخوام قصه رفتنمو به باغ وحش واستون تعریف کنم خیلی خوش گذشت
فیل سواری / الاغ سواری / خیلی خوب بود
ههههههههههه خودتون ببینید ؟؟؟؟؟؟؟؟/ ![]()
![]()
اولش تعجب کردم که این چیه ؟
زود اومدم پایین .......
آخه اولش یه کم ترسیدم
هنوز تصمیم نگرفتم چه کار کنم؟ بعد از مدتی فکرکردن تصمیم گرفت م دوباره امتحان کنم
ببینم چی می شه ؟
خیلی خوبه ..................
حالا با خیال راحت سوار شدم واز بازی کردن لذت می برم 
اتل متل توتوله
این شعر رو با اندکی دخل و تصرف تقدیم به وروجکم می کنم
اتل متل سبحان جون خوشگل و ناز و قربون![]()
اتل متل مربا
عشق مامان و بابا
اتل و متل یه دنیا
پر از گل های زیبا
آی گل سرخ و آبی
بیداری یا که خوابی؟
تو فندُقی یا پسته؟
مامانت پيشت نشسته
قد و بالات که ریزه اندازه ی مَویزه
این پاهای گُمپُلی با شلوار راه راهي
یا این لُپِّ کُلُمپوس
جون میده هی کُنیش بوس![]()
قربون گریه هات شم فدای خنده هات شم ![]()
ناز و ادات و قربون چشمهای سیاتو قربون
آی پسر نازنین بیا کنارم بشین
بگم برات یه قصه یه قصه ی در بسته
عکس
امشب شب تولد توست![]()
![]()
شبی که ستاره ای به آسمان زندگیت افزوده می شود،
کاش می توانستم آسمان شهر را به افتخارت ستاره باران كنم
کاش می توانستم ماه را میهمان امشبت کنم،
هرچه عشق است به پایت بریزم ,هر چه غم است از زندگیت پاک
و هرچه زشتی است از روزگارت محو!
امشب شب تولد توست!
هدیه ات تمامی ستاره های آسمان....
تمامی گلهای روی زمین
و
تمامی قلبم... روحم... وجودم
در پس آن لبخند که به من شور مضاعف زندگی می بخشد
نگاهت را قاب می گیرم
عزیزم اولین بهار سبز زندگیت مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تولد
که خود گنجینه زیبایی های عالمی
ای شیرینی لطیف ترین سرود طبیعت![]()
چگونه خدا را برای چنین بخشش رنگینی شکر گویم ؟
ای ظرافت تپش قلب چکاوک
تو را بر رفیع ترین قله احساسم قرار داده
و با تمام وجود فریاد بر می آورم
که روشن ترین فردا ها
تقدیم تو باد
عزیزکم تولدت مبارک ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوچرخه کادو تولد مامانی وبابایی& بقیه ماجرااااااااااااااا درادامه مطلب
![]()
![]()
![]()
توپ بازی
سلام خاله جونا ......
خوبید؟ نی نی های گلتون خوبن؟ ![]()
از اون داستانی که تعریف کلدم خوشم اومده
می خوام از حالا خودم گوینده وبلاگم باشم / البته نویسنده مامی جون هستش
چون هنوز نوشتن بلد نیستم اما حرف زدن رو یاد گرفتم .......خیلی چیزا رو می گم / بزرگ شدم دیگه ![]()
پس با قصه و داستان های من همراه شین ![]()
![]()
![]()
امروز هم می خوام یه داستان جدید واستون بگم
این آگا خوشگله من هستم و توپم
اههههههههههه عجب توپیه
هی باید دمبالش بدوم
Create avatar خستم شد

Create avatar چی باید بگم ..................![]()
![]()
چه قدسخته ههاااااااااااااااا ![]()
![]()
![]()
![]()
خوب تموم شددیگه .......![]()
بای تا قصه دیگه
پی نوشت :راستی یادم رفت بگم که بابایی موهامو کوتاه کرده ![]()
![]()
امان از دست وروجک
سلام به خاله جونااااااااااااااااااا![]()
![]()
![]()
ازدست مامی فرار کلدمممممممممممممممم ![]()
![]()
اومدم اینجا ببینم چه خبله؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
ياد ايام
بيشتر از همه به فكر سلامتي تو بودم / اداره ماماني طبقه سوم بود كه از قضا اسانسورش هم خراب شده بود واسه همين من نمي تونستم هر روز سه طبقه برم و بيام ........
درست يادمه اول خرداد مرخصي زايمانم رو گرفتم دقيقا يك ماه زودتر ..........
تو مدتي كه خونه بودم همش منتظر امدنت تو وروجك بودم يه جور انتظار شيرين همراه با دلهره و ترس
يادمه خيلي اروم راه مي رفتم / خيلي اروم بلند مي شدم تا مبادا عزيز جونم اذيت بشه
شبا كه اصلا نمي تونستم بخوابم از يه طرف اضطراب داشتم و از طرف ديگه هم واسه خوابيدن هي بايد بلند مي شدم و از اين پهلو به اون پهلو مي چرخيدم ..
خلاصه به قول قديميا بار شيشه داشتم و مي خواستم اين بار رو به سلامت زمين بزارم واسه همين احتياط زيادي مي كردم و خيلي خيلي مواظب بودم .
تو هم كه هيچوقت اروم و قرار نداشتي و مدام تو شكم ماماني فوتبال بازي مي كردي و شكم ماماني رو با زمين فوتبال اشتباه گرفته بودي
لگدي بود كه مدام به پهلو هام مي زدي / گمونم از همون موقع فوتباليست بودي ( ياد كارتن فوتباليست ها ) افتادم .........به هر حال همون لگد زدنهات هم واسه من شيرين و دوست داشتني بود . وقتي تكون مي خوردي انگار دنيا رو بهم مي دادن خيلي ذوق مي كردم و مي نشستم و ساعتها باهات حرف مي زدم از اينده با هم حرف مي زديم / از نقشه هايي كه واست داشتم مي گفتم
خلاصه دنيايي داشتيم با هم / تورو تو نظرم مجسم مي كردم ........سوالهاي زيادي تو ذهنم بود : مثلا شبيه كي مي شي
؟ چه جوري دنيا ميايي ؟ ............![]()
*************** و چه زود گذشت *****************
گذر عمر ................................... بعد از ۱ سال .........................
جواب تمام سوالهامو گرفتم .........
( بهونه من واسه زندگي سبحان عزيز دل مامي )
زندگي من تو اينا خلاصه مي شه خنده تو / گريه تو / بودن تو / شيطوني هاي تو ................
با تولد تو ، با اومدن تو دنياي من رنگي تر و شيرين تر از قبل شده ................ دنيايي كه با هيچ چيز ديگه اي عوضش نمي كنم و خدا را شكر مي كنم كه لذت مادر شدن را لايق من دونسته و من تونستم حس مادري رو تجربه كنم 
گردش
اول ماجرا وروجک مامی خیلی پسر خوبی بود بدون هیچ دردسری آماده و لباس پوشید ![]()
![]()

بعدش یه ذره واسه خودش بازی کرد تا مامان و بابا اماده شن
در حال خوردن عروسکش![]()
![]()
یه ذره که بازی کردش خستش شد ........
اینجا در حال بیرون آوردن کلاه


اینجا هم داره گریه می کنه و هم داره می خنده
اینم پایان گزارش ![]()
عکسهایی از پسرکم

Create avatar
اینجا اول کاره و آقا پسری اروم و خندونه
در حال خالی کردن سبد اسباب بازیها
اینجا مشغول بازی کردن



























































































