یک صبح دل انگیز با وروجک
عزیزکم دیگه همه چیو می تونی بگی و خیلی خوشکل حرف میزنی و من عااااشق حرف زدنتم .وقتی از خواب پامیشی شروع می کنی به حرف زدن . روزی رو که با تو و حرفهای قشنگت آغاز بشه واسه من بهترین روز دنیا خواهد بود.![]()
اگه پیشت باشم و بیدار که بلند می شی و میای تو بغلم ![]()
اگرم پیشت نباشم با صدا بلند می گی ما........مایی ....
بعدم میای بغلم و خودتو برام لوس می کنی ![]()
سام ( مامانی سلام )سوخیر ( صبح بخیر )اینقد این کلمه رو با ناز و قشنگ می گی
وقتی می خوام صورتو بشورم می گی = أموم ....آب آب ( حموم )
با همدیگه یه شعر می خونیم و مراسم دست و رو شستن رو شروع می کنیم
صبح که از خواب پامیشم ...... دست و رومو من میشولم ( میشورم)همراه با ادای شستن
سلام به (بابا) می کنم ..سلام به( ماما )می کنم
یه کمی ورزش (ولزش )می کنم همراه با حرکت دستاتو بازمی کنی و می گی ایک ....دووووووووو......... سیه
تو باغچه گردش می کنم ( اینو خودم می گم )
میگم مامان جون .......مامان جون
چاییی بیلیز تو فیجون ( چای رو بریز تو فنجون )قرمزارو وروجک خان آقا سبحان می گه
بعد که دست و رو گل پسر رو شستیم بدو بدو میره تو اُتاک ( اتاق ) و حولیی ( حوله ) دست و روت و خشک می کنی و اماده صبحونه خوردن می شی