پنج شنبه ۲۳/۸/۸۷ وقت سونو دارم اصلا ً دل تو دلم نيست و منتظرم تا پنج شنبه زود زود از راه برسه اما اين ساعت انگار راه نمي ره و زمان ايستاده

منتظر بودن خيلي خيلي سخته ...........اما انتظاري كه نتيجه اش وصل و ديدن  باشه شيرين و لذت بخشه

ومن واسه همون شيريني وصل سختي انتظار رو تحمل مي كنم تا ...............

و بلا خره ........انتظار به پايان رسيد

امروز پنج شنبه ۲۳/۸/۸۷ هستش

امروز ميرم سونو تا حبه انگوركمو ببينم

وااااااااااااااي خدايا  ..... ساعت ۴ بايد برم دكتر

خودمو به تو ميسپارم خدا

خودت كمكم كن تا همه چيز خوب خوب باشه و من صداي قلب اين وروجك رو بشنوم و خيالم آسوده بشه .